یکشنبه 23 خرداد 1400 - Sunday 13 June 2021

نقش خشونت در قتل‌های خانوادگی

نقش خشونت در قتل‌های خانوادگی

کارشناسان رفتارهای مجرمانه معتقدند که نابودکنندگان خانواده (خانواده‌کش‌ها) اغلب در تلاش هستند تا خانواده خود را از حقارت، فاجعه واقعی یا خیالی مصون نگه دارند.

 سابقه خشونت در خانواده، به‌عنوان عامل اصلی خطر محسوب می‌شود. بررسی‌ها میزان متفاوتی را نشان می‌دهد، اما نتایج تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که سابقه خشونت خانگی در ۳۹ تا ۹۲ درصد از موارد شناسایی شده است. بررسی‌های چهار سال اخیر منتهی به سال ۲۰۱۹ نشان داد که اکثر قتل‌های خانوادگی (۸۲ درصد) به خشونت مربوط است.

معمولا آمار قتل‌های خانوادگی نسبت به دیگر قتل‌ها کمتر است، اما تحقیقات درباره نحوه تفکر، گفت‌وگو و نوشتن درباره این موارد بسیار مهم است، زیرا نگرش‌های عمومی را شکل می‌دهد و در راهکارهای جلوگیری از آن موثر خواهد بود.

یکی دیگر از عوامل اصلی خطر، قصد ترک رابطه است که به‌عنوان تهدید برای فرد و افزایش خشونت محسوب می‌شود. البته خشونت همیشه عامل خانواده‌کشی نیست و اغلب در صورت عدم کنترل بیش از اندازه فرد (به ویژه سرپرست خانواده یا مرد) اتفاق می‌افتد.

نتایج بررسی در مجله PLOS ONE نشان داد که ۳۷ درصد والدین و مادران ناتنی که فرزندان خود را به قتل رسانده‌اند، از نوعی بیماری روانی رنج می‌برند و ۱۲ درصد نیز در یک سال منتهی به جرم، با خدمات سلامت روان در ارتباط بوده‌اند و شایع‌ترین تشخیص‌ها، اختلالات خلقی و اختلال شخصیت بود.

در بسیاری از نقاط جهان، افراد در سوگ قتل‌های خانوادگی به دست پدر خانواده هستند و سعی می‌کنند تا این اتفاق را درک کنند و اقداماتی را برای جلوگیری از آن انجام دهند. متاسفانه، چنین خشونت‌هایی علیه زنان و فرزندان است. نتایج بررسی‌ها نشان داده است که هر هفته یک زن در استرالیا توسط همسر فعلی یا سابق خود به قتل می‌رسد. پدرانی که فرزندان خود را می‌کشند، معمولا در گذشته نسبت به شریک زندگی یا بستگان خشونت داشته‌اند و این در حالی است که مادرانی که اقدام به خودکشی کرده‌اند، قربانی خشونت خانوادگی بوده‌اند. البته مادران نیز در دوره روان‌پریشی می‌توانند به قتل فرزندان اقدام کنند.

معمولا در همه قتل‌ها، خشونت و سوء‌استفاده مطرح است و بسیاری از این افراد دوره‌های روان‌پریشی یا اختلالات شدید افسردگی را تجربه کرده‌اند که این ویژگی‌ها بیشتر به زنان مربوط است. تئا براون، محقق ارشد این بررسی گفت: این نتایج همچنین تحقیقات قبلی را تایید می‌کند که نشان می‌دهد عاملان قتل، فاکتورهای مختلفی مانند خشونت در خانواده، بیماری روانی و جدایی والدین را داشته‌اند، اما اهمیت درباره این عوامل هنوز متفاوت است.

کنترل به عنوان عاملی در بیشتر قتل‌ها

بررسی درباره قتل‌های اخیر خانودگی در استرالیا نشان داده که درگیری مالی، جدایی، اختلافات درباره حضانت و برنامه‌ریزی برای قتل از مهمترین عوامل دخیل بوده است. کودکان مهمترین قربانیان خشونت هستند که باید رسانه‌ها به درستی این موارد را پوشش دهند. غالبا وقتی پدران فرزندان خود را می‌کشند، این موضوع، بیشتر به‌عنوان خشونت و نوعی بیماری روانی مطرح می‌شود. نتایج بررسی درباره خانواده‌کش‌ها نشان می‌دهد در سابقه خشونت، باید به دنبال هنجارها و ساختارهای جنسیتی باشیم تا دلایل اصلی و چگونگی ارتباط آنها با خشونت جنسیتی را درک کنیم.

وقتی والدین فرزندان خود را می‌کشند

هنوز خانواده‌کشی (کشتن فرزندان) بر اساس تصورات، کمیاب نیست. هرساله در استرالیا حدود ۲۵ کودک (تقریبا هر دو هفته یک کودک) توسط والدین کشته می‌شوند. خانواده‌کشی به اندازه قتل‌های دیگر معمول نیست و هیچ دو موردی به‌طور دقیق شبیه به هم نیستند، به این معنی که تشخیص الگوها و انگیزه‌های مرتکب‌شونده آن دشوار است.

کارشناسان اظهار کردند: عدم آگاهی علل خانواده‌کشی در استرالیا به این معنی است که برای مقابله با آن کاری انجام نشده است و سرویس‌هایی که با خانواده‌های آسیب‌پذیر در ارتباط هستند، اغلب نمی‌توانند خطرات را تشخیص دهند.

نتایج تحقیقات گذشته نشان داده است که این قتل‌ها به علل مختلفی از جمله بیماری روانی، از بین‌رفتن رابطه، خشونت خانوادگی، مصرف مواد مخدر و دیگر موارد انجام شده است و داده‌های جدید پزشکی قانونی خشونت خانوادگی و کودک آزاری را نیز دخیل می‌داند که تهدیدهای احتمالی برای کودکان است و معمولا نادیده گرفته شده است. موقعیت‌های آسیب‌پذیری کودکان در خانواده تا حد بسیاری پنهان است. برای میزان آسیب کودکان در جامعه نمی‌توان به‌طور دقیق نظر داد. تقریبا مردان انواع خشونت را نسبت به زنان بیشتر انجام می‌دهند که قتل خانوادگی را نیز شامل می‌شود.

خدمات سلامت روان از والدین برای عدم بحرانی‌شدن شرایط حمایت می‌کند. عدم آگاهی از حفاظت کودک برای جلوگیری از خطرات احتمالی می‌تواند به روابط افراد آسیب برساند. یکی از مهمترین راهکارها، شروع گفت‌وگو و ارائه آگاهی درباره این موارد است و تنها مرتبط با افراد حرفه‌ای و خدمات پشتیبانی نیست. در جامعه باید افراد خانواده‌کش را مورد بررسی قرار داد، زیرا دوستان و اقوام نزدیک آنان در معرض خطر هستند.

منابع

theconversation.com

www.manchester.ac.uk

انتهای پیام

مطالب مرتبط

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *